پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

ای ترک پریچهره از آن جام شبانه

در ده بصبوحی می گلرنگ مغانه

گفنی که بده جان ز پی بوسه و بستان

بستان و بده تا کی از این عذر و بهانه

جان بر طبق شوق نهم پیش تو روزی

کائی بصبوحی بر من مست شبانه

چون آینه رخ از رخ زیبات نتابم

گر اره نهد بر سرم ایام چو شانه

با حسن تو و عشق من از وامق و عذرا

هر قصه که گویند بود جمله فسانه

چون عشق تو در حجره دل صدر نشین شد

گر خواست خرد ور نه برون رفت ز خانه

هست ابن یمین از می عشق تو چنان مست

کاوازه تسبیح نداند ز ترانه

مشغول بیاد تو چنانست که گوشش

جز نام تو می نشنود از چنگ و چغانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کرده
  2. شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه
  3. شمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه
  4. شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته
  5. شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه
  6. شمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
  7. شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
  8. شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.