پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه

خوشه چین لب جانپرور تو روح الله

تو سهی سروی اگر سرو سهی بست کمر

تو دو هفته مهی ار ماه بر افراخت کلاه

ترسم آئینه رخسار ترا زنگ رسد

ورنه هر دم بفلک بر کشم از جور تو آه

زاهدان عشق توام گر ز گنه میشمرند

من نه آنم که کنم توبه از اینگونه گناه

هندوی زلف تو چون دست تطاول بگشاد

جز تحمل نتوان کرد بلائیست سیاه

گیرم از آتش دل پیش کسی دم نزنم

چه کنم اشک روانرا بلغ السیل زباه

گفته ئی پیش رقیبان منگر در رخ من

که از اینکار شود حال تو ناگاه تباه

چون کنم ابن یمین کشته حسن رخ تست

دیده کشته سوی جان کند ایدوست نگاه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه
  2. شمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه
  3. شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته
  4. شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه
  5. شمارهٔ ۲۶۷سحرگه آن صنم سرو قد شتاب زده
  6. شمارهٔ ۲۶۸شیرین بتم ایخسرو خوبان زمانه
  7. شمارهٔ ۲۶۹فرخنده طالعی بود آنرا که هر پگاه
  8. شمارهٔ ۲۷۰گر نور روی روشنت افتد بر آینه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.