پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو

دستگیر دل گه آشفتگی گیسوی تو

هر که دید آن موی و رو در کفر و در اسلام گفت

صبح اسلام است و شام کفر روی و موی تو

پیش شمع روی تو مهر فلک پروانه ایست

جفت شد ماه نو از طاق خم ابروی تو

آفتاب نور بخشی سایه از من وامدار

تا شوم ذره صفت اندر هوای کوی تو

با دل شوریده گفتم بر سر خوان امید

جز جگر ما را نصیبی نیست از پهلوی تو

پیش تیر غمزه خوبان سپر گشتن ز عشق

و آن کمان بالاترست از قوت بازوی تو

گفت کای ابن یمین از من مبین اندوه خویش

دیده میآرد بلاهم سوی من هم سوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸هستم بجستجوی تو پوینده کو بکو
  2. شمارهٔ ۲۵۹آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته
  3. شمارهٔ ۲۶۰ای ترک پریچهره از آن جام شبانه
  4. شمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
  5. شمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کرده
  6. شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه
  7. شمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه
  8. شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.