پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۷

نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو

شود ز خجلت رخسارش آفتاب فرو

بطاق ابروی او ماه نو چو در نگرد

همانزمان که در آید رود ز تاب فرو

پر غراب نگویم بزلف او ماند

که دید ریخته مشک از پر غراب فرو

ز شرم غالیه گون خط او چو نیلوفر

بنفشه سر برد از خوی تر بآب فرو

فرو شدست سر عقل من ز شوق لبش

بلی شود همه کس را سر از شراب فرو

ز تاب آتش هجرش چکید خون ز دلم

چکد هر آینه خونابه از کباب فرو

مجوی از دل ابن یمین شکیب از آنک

نوشته اند خراج از ده خراب فرو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۹آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته
  2. شمارهٔ ۲۶۰ای ترک پریچهره از آن جام شبانه
  3. شمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
  4. شمارهٔ ۲۶۲این منم بار دگر عزم خراسان کرده
  5. شمارهٔ ۲۶۳پری رخا نکنی هیچ سوی بنده نگاه
  6. شمارهٔ ۲۶۴تا در آمد خط شبرنگ تو پیرامن ماه
  7. شمارهٔ ۲۶۵تا تو ایدلبر چو ماه انوری آراسته
  8. شمارهٔ ۲۶۶روی میتابد ز من آن سیمبر یعنی که چه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.