پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۲

ای ماه آسمان لطافت جمال تو

ترسم همیشه بر تو ز عین الکمال تو

همچون سواد چشم و سوید ای دل مرا

نور و سرور دیده و دل داد خال تو

از بسکه با تو راست دلم گر چه کج بود

محراب سازم ابروی همچون هلال تو

جان و جهان ز بهر وصال تو بایدم

چه جان و چه جهان چو نباشد وصال تو

روزی مرا برابر سالی بشب رسد

در آرزوی طلعت فرخنده فال تو

وقت زوال اگر چه بلندست آفتاب

ای آفتاب حسن مبادا زوال تو

ابن یمین بطره و خال معنبرش

می‌ده نشان آنکه بپرسد ز حال تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۴چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو
  2. شمارهٔ ۲۵۵سنبل است آن بنا‌گوش سمن‌سیمای تو
  3. شمارهٔ ۲۵۶مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو
  4. شمارهٔ ۲۵۷نگارم ار بگذارد ز رخ نقاب فرو
  5. شمارهٔ ۲۵۸هستم بجستجوی تو پوینده کو بکو
  6. شمارهٔ ۲۵۹آمد آن سرو سهی بر رخ نقاب انداخته
  7. شمارهٔ ۲۶۰ای ترک پریچهره از آن جام شبانه
  8. شمارهٔ ۲۶۱ایفروغ رخت آتش زده بر خرمن ماه
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.