پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۷

یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این

طوطی شکر افشان شد یا ذوق کلامست این

خالش نگر و زلفش از بهر شکار دل

از مشک سیه دانه و ز غالیه دامست این

در دایره خطش سطح مه تابان بین

از صبح دوم نوری در ظلمت شامست این

گر راست همی پرسی کو چون قد او سروی

بر جای نماندست این طاوس خرامست این

دل مست غم عشقش از بزم الست آمد

دیگر مدهیدش می زیرا که خرابست این

در عشق تو مشتاقان پختند بسی سودا

اما نکند سودی چون نزد تو خامست این

سر ابن یمین بر تن بهر قدمت دارد

از گردن این مفلس بردار که وامست این

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۹آب حیات میچکد از لب جانفزای تو
  2. شمارهٔ ۲۵۰ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو
  3. شمارهٔ ۲۵۱ای مرا از لب تو شهد و شکر نو بر نو
  4. شمارهٔ ۲۵۲ای ماه آسمان لطافت جمال تو
  5. شمارهٔ ۲۵۳بکمند تابدارت که مهست در خم او
  6. شمارهٔ ۲۵۴چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو
  7. شمارهٔ ۲۵۵سنبل است آن بنا‌گوش سمن‌سیمای تو
  8. شمارهٔ ۲۵۶مرحبا ایچشم جان روشن بنور رای تو
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.