پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۶

نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران

ز راه لطف و دلجوئی در آئی از در یاران

کنم دنیا و دین هر دو فدای خاک پای تو

چه وزن آرد کله جائی که سر بخشند عیاران

گر از خاک سر کویت برد باد صبا گردی

زند در مشک چین آتش بریزد آب عطاران

پریشانی زلف خود مپرس الا ز چشمانت

که احوال شب تیره نداند کس چو بیماران

ببازار غم عشقت دلم تا گشت سودائی

ز من نقد روان بردی بطیره همچو طراران

ز تاب آتش عشقت شدم با خاک ره یکسان

هوادار توام آخر مریز آب هواداران

مرا ایدوست در عشقت چه باک از طعنه دشمن

چو شد ابن یمین غرقه کجا اندیشه باران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۸یا رب گلست عارض زیبات یاسمن
  2. شمارهٔ ۲۴۹آب حیات میچکد از لب جانفزای تو
  3. شمارهٔ ۲۵۰ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو
  4. شمارهٔ ۲۵۱ای مرا از لب تو شهد و شکر نو بر نو
  5. شمارهٔ ۲۵۲ای ماه آسمان لطافت جمال تو
  6. شمارهٔ ۲۵۳بکمند تابدارت که مهست در خم او
  7. شمارهٔ ۲۵۴چون ذره هوا میکند ای ماه ز هر سو
  8. شمارهٔ ۲۵۵سنبل است آن بنا‌گوش سمن‌سیمای تو
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.