پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۱

صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن

بر دل ما ز خرمی در ز بهشت باز کن

گر چه که ناز کرده ئی ای بت نازنین من

نیک خوش آیدم ز تو باز در آی و ناز کن

ز آنچه بود زیادتی دست ز آب رز بشوی

وز خبثات آرزو پاک شو و نماز کن

صوم و صلوه نافله گر چه ستوده طاعتیست

شاید اگر نباشدت نان بده و نیاز کن

باز سپید عقل را دیده چنین چه بسته ئی

تا بهوای دل رسی دیده باز باز کن

بلبل خوشنوا چنان در قفس از زبان بود

دم مزن و نشیمن از دست شهان چو باز کن

ابن یمین اگر ترا آرزوی سلامتست

رو در آرزوی دل بر رخ خود فراز کن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۳کار عشاق است جان در عشق جانان باختن
  2. شمارهٔ ۲۴۴گر دلی بودی مرا در طالع و فرمان من
  3. شمارهٔ ۲۴۵ندانم صبغه الله است یا گلگون شرابست این
  4. شمارهٔ ۲۴۶نگارا عزم آن دارم که گر بر رغم اغیاران
  5. شمارهٔ ۲۴۷یا رب رخ دلدارست یا ماه تمامست این
  6. شمارهٔ ۲۴۸یا رب گلست عارض زیبات یاسمن
  7. شمارهٔ ۲۴۹آب حیات میچکد از لب جانفزای تو
  8. شمارهٔ ۲۵۰ای بخوبی رخ تو برده ز خورشید گرو
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.