پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۲

بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین

برگل سوری طراز سنبل رعناش بین

خسرو ملک ملاحت آن بت شیرین لبست

بر سر منشور حسن ابروی چون طغراش بین

کج نظر گر نیستی بگشای چشم دور بین

کسوت لطف الهی راست بر بالاش بین

ایدل از تلخی جور او مکن ابرو ترش

چون الف اندر میان جان شیرین جاش بین

ور ندیدی شاخ سنبل سر فشان در پای سرو

قد چون سرو روان و زلف سر تا پاش بین

خضر را خواهی که بینی بر لب آبحیات

شهپر طوطی بگرد شکر گویاش بین

ایکه پندم میدهی یکره بکویش بر گذر

تا مرا معذور داری خنده زیباش بین

گفتمش جانرا ببوسی با تو سودا میکنم

خنده زد بر من بطعنه گفت آن سوداش بین

میخورد خون دل ابن یمین میگون لبش

ور ز من باور نداری سرخی لبهاش بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۴تا بود در شکن طره جانان دل من
  2. شمارهٔ ۲۳۵تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
  3. شمارهٔ ۲۳۶تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون
  4. شمارهٔ ۲۳۷جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان
  5. شمارهٔ ۲۳۸چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخن
  6. شمارهٔ ۲۳۹زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخون
  7. شمارهٔ ۲۴۰شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن
  8. شمارهٔ ۲۴۱صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.