پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۳

تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهان

گشت شادی از دل غمگین این مسکین نهان

بر بنا گوش چو صبحش زلف همچون شام من

گوئیا کافور دارد زیر مشک چین نهان

کفر زلف اوست دینم هر که خواهی گو بدان

کفر باشد گر زبیم خلق دارم دین نهان

دارم اندر چین زلف کژ نهاد او دلی

راست چون صاع ملک دربار بن یامین نهان

میکند در خنده پیدا عقد پرویین ز آفتاب

ز آفتاب ار چند گردد رسته پروین نهان

روز من شد تیره شب با آفتاب عارضت

گشت زیر سایه زلفین چین بر چین نهان

ماهرویا سیم اگر درسنگ باشد پس چرا

کرده ئی در سینه سیمین دل سنگین نهان

با تو مهر ما و با ما کین تو پیدا شدست

خود کجا ماند بگیتی بیش مهر و کین نهان

گر شود سوز دل ابن یمین پیدا رواست

کی بماند آتش اندر سوخته چندین نهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۵تا بر کنار حسن نشست ابرویت چو نون
  2. شمارهٔ ۲۳۶تا شدم آگاه از آن زنجیر زلف قیرگون
  3. شمارهٔ ۲۳۷جانا بچشم رحمت بنگر به بینوایان
  4. شمارهٔ ۲۳۸چنان بخون دلم در زد آن پسر ناخن
  5. شمارهٔ ۲۳۹زلف و رخسار تو دانی بچه مانند بخون
  6. شمارهٔ ۲۴۰شکر میریزد از پسته نگارم در سخن گفتن
  7. شمارهٔ ۲۴۱صبح دمید ساقیا بزم صبوح ساز کن
  8. شمارهٔ ۲۴۲عارضست آن یا گل سیراب بر برگ سمن
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.