پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۴

ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن

وی خط مشکبار تو نقش و نگار حسن

در باغ حسن تا گل خود روی تو شکفت

از دل برون نمیرودم خار خار حسن

در کارگاه صنع که تعیین کارها

کردند و شد حواله بروی تو کار حسن

هستند بیقرار چو زلف تو عالمی

تا دیده دید در خم زلفت قرار حسن

گر ماه عارضت بگشاید ز رخ نقاب

دیار کس نشان ندهد در دیار حسن

یوسف برفت و حسن ازین کهنه دیر برد

تو آمدی و شد ز تو نو روزگار حسن

ابن یمین و چشم تو هرگز نمیشوند

خالی دمی ز مستی عشق و خمار حسن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کن
  2. شمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمن
  3. شمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
  4. شمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
  5. شمارهٔ ۲۳۰ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
  6. شمارهٔ ۲۳۱ای نرگس مست تو برده دل هشیاران
  7. شمارهٔ ۲۳۲بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین
  8. شمارهٔ ۲۳۳تا دلم شد در خم آن طره مشکین نهان
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.