پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۳

نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم

طرب را طالع ثابت ز جرم طبع وی گیریم

قبای رندی و مستی کجا بر قد ما زیبد

اگر خشت سر خم را کم از دیهیم کی گیریم

ز دستت کی دهم ایجان چنان یاد آر هم آخر

که پای از دست نگذاریم وزآن پس راه پی گیریم

بده ساقی می گلگون خصوصا در زمان گل

بروی گل که میداند ازین پس جام می گیریم

بزن مطرب ره عشاق کاندر سر همیگردد

که با ابن یمین ساغر ببانگ چنگ و نی گیریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۵ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن
  2. شمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کن
  3. شمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمن
  4. شمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
  5. شمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
  6. شمارهٔ ۲۳۰ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
  7. شمارهٔ ۲۳۱ای نرگس مست تو برده دل هشیاران
  8. شمارهٔ ۲۳۲بر بیاض مه سواد خط عنبر ساش بین
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.