پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۱

من از هوای تو ایسرور راستین چکنم

من از جفای تو ایجان نازنین چکنم

مرا چو چین سر زلف تو بدام آورد

نظر بدانه خال بتان چین چکنم

من از هوای تو بیخواب و بی خورم شب و روز

بگو مسیح بما تا دوای این چکنم

چو نیست قدرت آنم کت آستان بوسم

بخون دل نکنم رنگ آستین چکنم

بروز حشر گرم بی تو در بهشت آرند

چه جای حور بود جنت برین چکنم

گشاده ابروی مشکین تو کمان ستم

گشاد بر دل من ناوک از کمین چکنم

کرشمه ئی سوی ابن یمین نهان کردی

اگر رقیب بدیدست گو ببین چکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۳نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
  2. شمارهٔ ۲۲۴ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن
  3. شمارهٔ ۲۲۵ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن
  4. شمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کن
  5. شمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمن
  6. شمارهٔ ۲۲۸ایصنم گلعذار ای بت سیمین ذقن
  7. شمارهٔ ۲۲۹ای عارض گلگونت عکسی زده بر گردون
  8. شمارهٔ ۲۳۰ایام گل ار بی مل خواهی بسر آوردن
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.