پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم

یا بجان در پی کاری که دلت خواست نیم

آنکه بر آتش سودای تو بنشست منم

آنکه از خاک ره عشق تو برخاست نیم

خار خار گل سیراب تو گر نیست مرا

بنده آنکه سهی سرو تو پیراست نیم

نیست صاحبنظر آن کز تو شکیبش باشد

شکر ایزد که من آن کز تو شکیباست نیم

من و تو هر دو چو ماهیم و عجب نیست مرا

تو در افزونی و من بی کم و بی کاست نیم

طاق ابروی تو محراب کنم گر چه کج است

تا نگویند مگر با تو بدل راست نیم

گفته ئی ابن یمین نیست بدل عاشق من

گر نیم بنده آنکو رخت آراست نیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
  2. شمارهٔ ۲۲۰من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
  3. شمارهٔ ۲۲۱من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
  4. شمارهٔ ۲۲۲من عاشق و رند و می پرستم
  5. شمارهٔ ۲۲۳نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
  6. شمارهٔ ۲۲۴ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن
  7. شمارهٔ ۲۲۵ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن
  8. شمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کن
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.