پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۸

من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غم

مرا در عشق او چشمیست دائم غرق آب از غم

خیالش را توان دیدن بخواب اما کجا بینم

چو اندر دیده می ناید مرا ایدوست خواب از غم

دل غمگین من دارد هوای لعل میگونت

چو میداند که نرهاند کس او را جز شراب از غم

جگر خوارست معشوق و جگر خونست عاشق را

ولی گر سر فرود آرد دلی دارم خراب از غم

نگارین من از سنبل چو چو کان میکشد بر گل

بسان گوی میافتد دلم در اضطراب از غم

صبا از چین زلف او نسیمی گر بچین آرد

درون نافه خون گردد دگر ره مشک ناب از غم

بحنا چون کند دلبر خضاب آندست سیمین را

کند ابن یمین چهره بخون دل خضاب از غم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۰من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
  2. شمارهٔ ۲۲۱من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
  3. شمارهٔ ۲۲۲من عاشق و رند و می پرستم
  4. شمارهٔ ۲۲۳نگارینا بهار آمد بیا تا جام می گیریم
  5. شمارهٔ ۲۲۴ای روی دلربای تو باغ و بهار حسن
  6. شمارهٔ ۲۲۵ای قاعده زلفت آشوب جهان بودن
  7. شمارهٔ ۲۲۶ایدل ره عاشقی طلب کن
  8. شمارهٔ ۲۲۷ای رخ زیبای تو رشک سمن
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.