پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم

هست چون بر سمن از سنبل تر حلقه جیم

من بجز جوهر فرد تو که نامش دهن است

درج یاقوت ندیدم صدف در یتیم

در جهان نیست کسی را بجز از نرگس مست

نسخه غمزه جادوی تو آن نیز سقیم

تا چه فرخنده وجودی که چو موجود شدی

ما در دهر شد از مثل تو فرزند عقیم

ز آن حلاوت که لب لعل شکر بار تر است

نبود بهره جز آنرا که بود ذوق سلیم

ای نسیم سر زلفت دم جانبخش مسیح

وی بنا گوش چو سیمت ید بیضای کلیم

تا اشارات غم عشق تو بربود دلم

هست قانون فلک راست چو تقویم قدیم

چون ز خاک سر کوی تو صفا بینم و بس

چه کنم روی به مروه چه کنم رکن حطیم

زنده گردد بنوی بار دگر ابن یمین

گر به خاکش گذرد ز آن دم جان بخش نسیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم
  2. شمارهٔ ۲۱۵صبح از سر صفا بجهان در دمید دم
  3. شمارهٔ ۲۱۶گاه آنست که در آب سر افشان گردیم
  4. شمارهٔ ۲۱۷کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم
  5. شمارهٔ ۲۱۸من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غم
  6. شمارهٔ ۲۱۹مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
  7. شمارهٔ ۲۲۰من دوش بیخود یکنفس در کوی جانان آمدم
  8. شمارهٔ ۲۲۱من از هوای تو ایسرور راستین چکنم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.