پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۸

دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم

دجله بر عارض چون نیل گشادیم و شدیم

نشود حجره دل منزل کس جز تو از آنک

بر در از مهر تواش مهر نهادیم و شدیم

چون نبد زهره بوسیدن دستت ما را

بزمین بوس تو در خاک فتادیم و شدیم

ما بر آنیم که در پای تو چون ابن یمین

سر فشانیم که آزاده و رادیم و شدیم

بگشادی ز در خویش روانم کن از آنک

دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
  2. شمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم
  3. شمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
  4. شمارهٔ ۲۱۳ساقیا باده گلفام هوس میکندم
  5. شمارهٔ ۲۱۴ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم
  6. شمارهٔ ۲۱۵صبح از سر صفا بجهان در دمید دم
  7. شمارهٔ ۲۱۶گاه آنست که در آب سر افشان گردیم
  8. شمارهٔ ۲۱۷کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.