پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۰

روز آنست که با یار بمیخانه رویم

بهر پروردن جان از پی جانانه رویم

خرم آن مجلس و کاشانه که ما هر دو بهم

شمع و پروانه آن مجلس و کاشانه رویم

مستی ما ز می عشق دلارام بود

حاش لله که پی ساغر و پیمانه رویم

عارض چون مه و آنسلسله مشکینش

چون ببینیم ز دل واله و دیوانه رویم

نه چنان شیفته زلف چو زنجیر و ییم

که توان داشت طمع باز که فرزانه رویم

جان فشانیم بر آنخسرو شیرین حرکات

تا چو فرهاد بجان باختن افسانه رویم

یاد آن روز که یارم بحریفان میگفت

که بجمع از پی عشرت سوی میخانه رویم

باز میگفت که چون ابن یمین حاضر نیست

میکده گر همه خلدست بیا تا نه رویم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
  2. شمارهٔ ۲۱۳ساقیا باده گلفام هوس میکندم
  3. شمارهٔ ۲۱۴ساقیا موسم آنست که می نوش کنیم
  4. شمارهٔ ۲۱۵صبح از سر صفا بجهان در دمید دم
  5. شمارهٔ ۲۱۶گاه آنست که در آب سر افشان گردیم
  6. شمارهٔ ۲۱۷کج نظر باشم اگر با تو بدل راست نیم
  7. شمارهٔ ۲۱۸من اندر حلقه زلفش دلی دارم خراب از غم
  8. شمارهٔ ۲۱۹مرا در سر همیگردد که سر در پایت افشانم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.