پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۴

تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام

بر تو آشفته تر از زلف پریشان توام

صفت حسن تو آئینه کند با تو بیان

نه دل خسته که من واله و حیران توام

گر مرا جان و جهان در سر سودات شود

از تو تاوان نتوان خواست که من ز آن توام

ورکنی دیده پر از خون سیاهم چو دوات

سر بود همچو قلم بر خط فرمان توام

ملک وصلت که بعشاق سیه دل برسید

حیف آمد برقیبان گرانجان توام

ننهم روی ز بیماری عشقت به بهی

تا بدندان نرسد سیب زنخدان توام

جزع من همچو صدف پر شود از گوهر تر

گر در آید بنظر رشته دندان توام

منت امروز چنان سست وفا می بینم

که یقین شد ز دل سخت چون سندان توام

گر بفردا برسد ابن یمینت گوید

عهد بشکستی و من بر سر پیمان توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۶خیال روی تو هر شب بخواب میجویم
  2. شمارهٔ ۲۰۷خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم
  3. شمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم
  4. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
  5. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
  6. شمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم
  7. شمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
  8. شمارهٔ ۲۱۳ساقیا باده گلفام هوس میکندم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.