پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

باز منزل بسر کوی نگار آوردیم

بهر خاک درش از دیده نثار آوردیم

شکر کردیم چو دیدیم گل عارض او

که زمستان غمش را ببهار آوردیم

برکنارست ز ما آن بت و ما خود دل زار

در میان با غمش از بهر کنار آوردیم

گفتم آورده ام از عشق تو دیوانه دلی

گفت با سلسله آن مشک تتار آوردیم

جان زیان گشت ز سود او جوی سود نداشت

در جهان لطف و حیل با تو بکار آوردیم

عاشقانی که بخاک در تو بگذشتند

همه گفتند کز آنجا دل زار آوردیم

مکن ای دوست که چون ابن یمینت گویند

که ز خاک در آن یار غبار آوردیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام
  2. شمارهٔ ۲۰۶خیال روی تو هر شب بخواب میجویم
  3. شمارهٔ ۲۰۷خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم
  4. شمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم
  5. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
  6. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
  7. شمارهٔ ۲۱۱روی بنمای ای صنم کز شوق جان می‌سوزدم
  8. شمارهٔ ۲۱۲زلف مشکین تو بر طرف بنا گوش چو میم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.