پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۱

ای خم زلف تو چون حلقه جیم

دهن تنگ تو چون حلقه میم

جیم زلف آمده بر حسن تو دال

دل شده نفطه آن حلقه جیم

شکل ابروی تو نو نیست ز مشک

حرف دندان تو سینی است ز سیم

من و تو هر دو چو لام و الفیم

زوتر آ لام الفی بو که شویم

از دلم هوش و ز تن توش ببرد

آنکه چشمان ترا کرد سقیم

دلم از مار سر زلف تو باز

خست و در پای تو افتاد سلیم

روح بخشد چو مسیحا سحری

کآید از خاک در دوست نسیم

ایرفیقان چه تدارک که مرا

بر ره افتاد یکی بند عظیم

بسفر رفت دلارام و غمش

در دل ابن یمین مانده مقیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۳باز منزل بسر کوی نگار آوردیم
  2. شمارهٔ ۲۰۴تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام
  3. شمارهٔ ۲۰۵تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام
  4. شمارهٔ ۲۰۶خیال روی تو هر شب بخواب میجویم
  5. شمارهٔ ۲۰۷خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم
  6. شمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم
  7. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
  8. شمارهٔ ۲۱۰روز آنست که با یار بمیخانه رویم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.