پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۰

این منم باز که روی چو مهت می‌بینم

هر دم از پسته شور تو شکر می‌چینم

این که باز از تو رسیدم من دل‌خسته به کام

گر نه خوابیست ز هی بخت که من می‌بینم

در شکر خنده چو آن رسته دندان ترا

بینم از چشم گهربار فتد پروینم

هرچه خواهی تو به جای من دل‌خسته رواست

از تو نفرین به از آن کز دگری تحسینم

گر چه شد ز آتش عشقت دل من نرم چو موم

لیک هرگز بجز از نقش رخت نگزینم

بده ای خسرو خوبان ز لبت کام دلم

که چو فرهاد ستمکش ز غم شیرینم

رحم کن بر دلم ای جان و جهان ابن یمین

که چنین عاجز و درمانده و بس مسکینم

که اگر حکم کنی از سر جان برخیزم

ور نشانیم بر آتش به وفا بنشینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۲ای روی دلربای تو خورشید انورم
  2. شمارهٔ ۲۰۳باز منزل بسر کوی نگار آوردیم
  3. شمارهٔ ۲۰۴تا فتادست نظر بر رخ رخشان توام
  4. شمارهٔ ۲۰۵تا من زبان چو بلبل خوشگو گشوده ام
  5. شمارهٔ ۲۰۶خیال روی تو هر شب بخواب میجویم
  6. شمارهٔ ۲۰۷خوش بهاریست بیا تا طرب از سر گیریم
  7. شمارهٔ ۲۰۸دل به بند سر زلفین تو دادیم و شدیم
  8. شمارهٔ ۲۰۹در آی از درم ای آرزوی دل که بر آنم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.