پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۴

ای بخوبی عارضت ماه چکل

مه چه باشد آفتاب از تو خجل

رسته دندانت در چشم منست

قطره های اشک از آن شد متصل

دفع نتوان کرد عشقت را بعقل

هیچکس خورشید ننداید بگل

روز محشر کس نپرداز بکس

من در آنساعت بحسنت مشتغل

جز هوای وصل آن دلبر مخواه

ایدل ار خواهی هوای معتدل

خیز چون ابن یمین پروانه وار

آتش شوقت چو گردد مشتعل

در پی دلدار دست از دل بدار

وصل جانان جوی دست از جان گسل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
  2. شمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل
  3. شمارهٔ ۱۹۸گر بصبوحی کنی عزم تماشای گل
  4. شمارهٔ ۱۹۹ایجان و جهان بیتو سر خویش ندارم
  5. شمارهٔ ۲۰۰این منم باز که روی چو مهت می‌بینم
  6. شمارهٔ ۲۰۱ای خم زلف تو چون حلقه جیم
  7. شمارهٔ ۲۰۲ای روی دلربای تو خورشید انورم
  8. شمارهٔ ۲۰۳باز منزل بسر کوی نگار آوردیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.