پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۲

ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک

زینسان ندیدم آدمی حوری ندانم یا ملک

چون قد یار نازنین چون خد آن سیمین سرین

سروی نروید بر زمین ماهی نتابد بر فلک

ز آنچهره شام زلف اگر یکسو کند باد سحر

نور یقین آید بدر از تیرگی و هم و شک

دل شد بدست غم زبون و زدل بر آمد موج خون

دل را غم او هست چون گنجشک را سنگ تفک

گر خاص خواهی ایفلان در کش عنان از دیگران

زیرا که تو جانی و جان با کس نخواهم مشترک

در بوته شوره ستم هستم چو زر ثابت قدم

دانی عیار این درم چون عرضه داری بر محک

گر ره سوی گلروی ما باشد پر از خار بلا

ابن یمین را زیر پا چون پرنیان باشد خسک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
  2. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
  3. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
  4. شمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل
  5. شمارهٔ ۱۹۸گر بصبوحی کنی عزم تماشای گل
  6. شمارهٔ ۱۹۹ایجان و جهان بیتو سر خویش ندارم
  7. شمارهٔ ۲۰۰این منم باز که روی چو مهت می‌بینم
  8. شمارهٔ ۲۰۱ای خم زلف تو چون حلقه جیم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.