پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۱

ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ

چون بسر میبری ایام درین کلبه تنگ

گشت ز آئینه جان عکس رخت ظاهر از آنک

صیقل نور تو بزدود ازو ظلمت زنگ

چشم بد دور چه زیباست بر آن روی چو ماه

پیکر سنبل عنبر نفس غالیه رنگ

تا ز زنجیر سر زلف تو دیوانه شدم

شادم ایجان که مرا نه غم نامست نه ننگ

تو اگر صلح و گر جنگ کنی محبوبی

خوشتر از صلح کس دیگرم آید ز تو جنگ

از سر کوی تو گفتم بسلامت بروم

خود در آمد ز قضا پای دل زار بسنگ

گوهر وصل تو در کام نهنگست ولیک

در نهم گام و برون آورم از کام نهنگ

بس که خوارم چو نی از قول مخالف دم تو

هر رگی ناله دیگر کندم راست چو چنگ

دم عصمت مزن و تازه برون آی ز پوست

روشنست ابن یمین را که تو بس شوخی و شنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
  2. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
  3. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
  4. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
  5. شمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل
  6. شمارهٔ ۱۹۸گر بصبوحی کنی عزم تماشای گل
  7. شمارهٔ ۱۹۹ایجان و جهان بیتو سر خویش ندارم
  8. شمارهٔ ۲۰۰این منم باز که روی چو مهت می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.