پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۹

روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق

ریخت ز جز عم گهر لعل تو بر زرورق

تا دلت آتش فکند بر دل پر درد من

شد بترشح برون جان ز تنم چون عرق

گر رمقی داشتم زنده ببوی تو بود

چون تو برفتی ز پیش بس بچه ماند رمق

عاشق قد توأم ای تو مسیحا نفس

لیک چو مریم زراست می نتوان زد نطق

داد صبا را مدد زلف و خط و خال تو

تا ز مثلت دهد عالم جانرا عتق

گفتم و از مهر تو سوخت بباطل دلم

گفت که پروانه را شمع بسوزد بحق

گر کند آنشوخ چشم دعوی خون بر دلم

ابن یمین گوید از بهر خوشآمد صدق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  2. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
  3. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
  4. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
  5. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
  6. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
  7. شمارهٔ ۱۹۷ای قاعده زلف دلاویز تو مشکل
  8. شمارهٔ ۱۹۸گر بصبوحی کنی عزم تماشای گل
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.