پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف

شد شکل یک هلال ز خورشید در کسوف

حسن رخت بسبزه خطت تمام شد

نادر مهی که هست تمامیش در خسوف

سطح سپهر پر شود از ماه و آفتاب

چون نور عارضت رود از روزن سقوف

گر جان چو سایه در پی مهرت روان بود

ز آن خوشتر آیدم گه کند در برم وقوف

باشد بدور حسن تو یکسر نصیب ما

در روزگار هر چه شود واقع از صروف

در حسن یوسفی و عجب آنکه نزد تو

باشد چنانکه نزد سلیمان ز جان صفوف

ابن یمین سپر کند از جان چو بر کشید

از جفن خویش غمزه جادوی تو سیوف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  2. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  3. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  4. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
  5. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
  6. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
  7. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
  8. شمارهٔ ۱۹۶ای لعل آبدارت آتش فکنده در مل
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.