پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش

وگرچه با منت آئین جفاست گو میباش

بیا که گر گذرت بر دو چشم من باشد

چو خاک پای توأم توتیاست گو میباش

اگر چه در بر کافور عارضت افعی است

ترا چو لعل زمرد نماست گو میباش

بچین زلف چو شام تو مایلست دلم

شدن بجانب چین گر خطاست گو میباش

اگر چه از من مسکین رقیب در خشم است

ترا نظر چو بعین رضاست گو میباش

میان لیلی و مجنون مودتست و صفا

اگر میان عرب ماجراست گو میباش

ز بهر دانه خالت همیشه مرغ دلم

بدام زلف تو گر مبتلاست گو میباش

اگر چه ابن یمین را دل از تو پر درد است

چو لطف صاحبدیوان دواست گو میباش

علاء دولت و دین صاحبی که از عدلش

ستم ز سیمبران گر رواست گو میباش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  2. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  3. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  4. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  5. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
  6. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
  7. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
  8. شمارهٔ ۱۹۵بیا که شد چمن از آب ابرو آتش گل
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.