پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش

کدام جان که نه پروانه شد بر آن آتش

ز عکس روی تو در باغ و راغ شعله زند

ز نوک لاله و از شاخ ارغوان آتش

چو بگذرد بدلم یاد شمع طلعت تو

بسان شمع شود در تنم روان آتش

ز رشک لاله سیراب تست و هیچ دگر

که نیست بی تب و بی تاب یکزمان آتش

حدیث شوق تو با خامه در میان ننهم

که زیر نی نکند هیچکس نهان آتش

بیاد مهر رخت گر بر آورم نفسی

شود ز تاب ویم شمع وش زبان آتش

مرا چو شعله آتش دلی بود نه چو شمع

که بسته باشد بر خود بریسمان آتش

بترس ز آه دلم کان چو خط تو دودی است

که زیر دامن آن هست بیگمان آتش

تو سوز ابن یمین خوار و مختصر مشمار

که گیرد از شررش عرصه جهان آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  2. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  3. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  4. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  5. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  6. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
  7. شمارهٔ ۱۹۳ای در زمانه حسن تو چون در بهار گل
  8. شمارهٔ ۱۹۴ای بخوبی عارضت ماه چکل
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.