پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش

بلبل شیدا فتاد بار دگر در خروش

تا که سمن مرسله ساخت ز در عدن

باز کشید ارغوان لعل بدخشی بگوش

بس که ریاحین شکفت بر چمن از رنگ رنگ

گشت چمن غیرت کلبه گوهر فروش

وقت طرب مغتنم دان که زمان تا زمان

فوت شود وینسخن از سر دانش نیوش

ساقی گلچهره را گو بده آن جام می

کز حسدش لاله را خون دل آمد بجوش

پای سهی سرو گیر مست چنان شو که سر

بر صفت نرگست بیش در افتد بدوش

هر که چو ابن یمین وقت صبوح الست

مست شد از هیچ روی باز نیاید بهوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
  2. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
  3. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  4. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  5. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  6. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  7. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
  8. شمارهٔ ۱۹۲ای شمع رخسار ترا پروانه خورشید فلک
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.