پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

خوش آنشعر سیه بر پرنیانش

بنفشه رسته گوئی ز ارغوانش

چو قدش گر بود سروی ببستان

نتابد رخ چو ماه آسمانش

و گر تابد چو رویش ز آسمان ماه

نباشد قد چو سرو بوستانش

بچوگان گوی مه بر بود زلفش

درین دعوی نه بس شاهد رخانش

ز عشقش گر چه خون شد دل ولیکن

نمیگویم بجز آرام جانش

چه سود ابن یمین را پند چون شد

درین سودا زیان نقد روانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  2. شمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
  3. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
  4. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  5. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  6. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  7. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
  8. شمارهٔ ۱۹۱ای ز چشمم شده پنهان و بدل در زده چنگ
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.