پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۱

در دلم کم زن ای پسر آتش

بیش از اینم مدار در آتش

دارم از آب و آتش رخ تو

آب در چشم و در جگر آتش

عشق تو چون گذشت بر دل من

کرد بر سوخته گذر آتش

چون رخت مشعله بر افروزد

شمع وارم رود بسر آتش

خون چکانید بر رخت دل من

خون چکد از کباب بر آتش

در جهان جز رخ چو گلنارت

کس ندید آبدار و تر آتش

دل ابن یمین چو مسکن تست

مزن اندر دلش دگر آتش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۳باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  2. شمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  3. شمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
  4. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
  5. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  6. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  7. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
  8. شمارهٔ ۱۹۰ای بعمد از ده بر لاله تر خال ز مشک
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.