پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۰

گر کند ماه فلک زهره زهرا در گوش

آن تو باشی صنما لؤلؤ لالا در گوش

سخنم گر چه که دریست گرانمایه ولیک

بستیزه نکند آن بت رعنا در گوش

ترک من سرو سهی قامت و ماه چکل است

بشنو و جای ده این نکته غرا در گوش

گوهری کز صدف دیده پراکند رهی

گشت مجموع ترا جمله بیکجا در گوش

داد عشاق بده وقت خود از دست مده

وقت آنست که گیری سخن ما در گوش

هیچ دانی که زند گوی بچوگان مراد

آنکه گیرد سخن مردم دانا در گوش

سخن ابن یمین گوش کن ایدوست از آنک

در شهوار خوشت آید و زیبا در گوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۲خوش آنشعر سیه بر پرنیانش
  2. شمارهٔ ۱۸۳باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  3. شمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  4. شمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
  5. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
  6. شمارهٔ ۱۸۷تا بر حریر ساده کشیدی علم ز صوف
  7. شمارهٔ ۱۸۸تا دبدبه حسن تو افتاد در آفاق
  8. شمارهٔ ۱۸۹روی چو صبح تو کرد اشک مرا چون شفق
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.