پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس

هر سحر در عشق تو کار دلم آهست و بس

بیتو زارم آنچنان کز زندگیم اصحاب را

هیچ اگر هست آگهی ز آه سحر گاهست و بس

چشم مخمورت ز بیماری من دارد خبر

وز پریشانی حالم زلفت آگاهست و بس

باد ره گم میکند در تیرگی زلف تو

تا نپنداری دل بیچاره گمراهست و بس

بر سر بازار عشقت عقل سودائی من

سود خود داند زیان گر مال و گر جاهست و بس

هر کسیرا در عبادت روی سوی قبله ایست

قبله اقبال من آنروی چون ماهست و بس

رخ چه پنهان میکنی ز ابن یمین کاندر جهان

خود همیدانی که از جانت نکو خواهست و بس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش
  2. شمارهٔ ۱۷۸ای ز جام می عشق تو خرد رفته ز هوش
  3. شمارهٔ ۱۷۹رنگ یاقوت آبدارت خوش
  4. شمارهٔ ۱۸۰گر کند ماه فلک زهره زهرا در گوش
  5. شمارهٔ ۱۸۱در دلم کم زن ای پسر آتش
  6. شمارهٔ ۱۸۲خوش آنشعر سیه بر پرنیانش
  7. شمارهٔ ۱۸۳باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  8. شمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.