پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۷

آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش

شد دلم آشفته تر از سنبل او بر گلش

روز روشن بود گوئی همنشین تیره شب

بر فراز تخته کافور مشکین کاکلش

گر نه شوریدست و سودائی چرا میافکند

همچو نیلوفر سپر بر آب شاخ سنبلش

میزد آب خرمی بر آتش اندوه من

بر هوا لعلی که میافشاند نعل دلدلش

در خمار عشق چشمش ز آن بود دایم دلم

کآنچنان سرمست بیند گاه و بیگه بی ملش

مردم چشمم چو خون افشان شود در عشق تو

هندوئی بینی که دندان سرخ کرد از تنبلش

در شکنج زلف مشکینش دل مسکین من

هست چون کبکی که شهبازی کشد در چنگلش

تا خیال او ز رو و چشم من کردی گذر

کاشکی از خواب بستی مردم چشمم پلش

آنچنان گلشن که او بر سرو سیمین ساخته است

در جهان جز من کسی دیگر نزیبد بلبلش

بلبل گلزار حسن ار هستیش ابن یمین

پس چرا در عالم افتادست ازینسان غلغلش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۹رنگ یاقوت آبدارت خوش
  2. شمارهٔ ۱۸۰گر کند ماه فلک زهره زهرا در گوش
  3. شمارهٔ ۱۸۱در دلم کم زن ای پسر آتش
  4. شمارهٔ ۱۸۲خوش آنشعر سیه بر پرنیانش
  5. شمارهٔ ۱۸۳باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  6. شمارهٔ ۱۸۴باد صبا صبحدم بوی تو آورد دوش
  7. شمارهٔ ۱۸۵چو شمع روی تو افروخت در جهان آتش
  8. شمارهٔ ۱۸۶گرم ز عشق تو جان در بلاست گو میباش
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.