پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۸

از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوز

که گلستان تو بی زحمت خارست هنوز

بسرشک آب زنم خاک سر کوی ترا

بر دل نازکت از بنده غبارست هنوز

در خزان غمت افتاد دل اما چشمم

در هوای گل تو ابر بهارست هنوز

دارم از خون جگر چهره پر از نقش و نگار

وین عجب میل دلم سوی نگارست هنوز

دست شستیم ز جان و سر کویت بسرشک

تا بآخر چه کشم اول کارست هنوز

چون جهانی ز می حسن تو مستند چرا

در سر نرگس جادوت خمارست هنوز

با بناگوش مکش ابروی مشکین چو کمان

که دل از ناوک چشم تو فکارست هنوز

از نسیم سحری دوش خبر پرسیدم

از دل گم شده گفتا بر یارست هنوز

گفت خو باز کن از صحبت دل ابن یمین

کو بر آن جان و جهان عاشق زارست هنوز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۰نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز
  2. شمارهٔ ۱۷۱ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد باز
  3. شمارهٔ ۱۷۲صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
  4. شمارهٔ ۱۷۳خلیلم گو نقاب از رخ برانداز
  5. شمارهٔ ۱۷۴دل بزنجیر سر زلف تو در بستم باز
  6. شمارهٔ ۱۷۵تا سپهر حسن را رخسار تو ماهست و بس
  7. شمارهٔ ۱۷۶منم از محنت ایام بدانسان که مپرس
  8. شمارهٔ ۱۷۷آمد آنسرو سهی بر گل نشان سنبلش
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.