پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار

جام طرب وقت گل بی می گلگون مدار

عیش صبوح آرزو میکندم مدتیست

با چو تو شیرین لبی خاصه بوقت بهار

چون ز می حسن تو مست خرابند خلق

از چه سبب نرگست می نرهد از خمار

بر ره دیوانگی نعره زنان شد دلم

تا تو بهم بر زدی سلسله مشکبار

درد دل ریش را من ز که جویم دوا

هم تو قراریش ده چون ز تو شد بیقرار

من ز لبت بوسه ئی خواهم و خواهی تو جان

زود بگیر و بیار تا کی ازین انتظار

دوش نسیم صبا ز ابن یمین یک غزل

تازه چو سلک گهر برد بنزدیک یار

گفت که در گوش گیر اینسخن دلپذیر

تا بودت گوشوار از گهر شاهوار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر
  2. شمارهٔ ۱۶۶صنما حال زار من بنگر
  3. شمارهٔ ۱۶۷صبحدم باد صبا آمد و آورد خبر
  4. شمارهٔ ۱۶۸از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوز
  5. شمارهٔ ۱۶۹ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز
  6. شمارهٔ ۱۷۰نرگس مست تو دارد هوس خواب هنوز
  7. شمارهٔ ۱۷۱ساقیا خیز که گل عزم چمن دارد باز
  8. شمارهٔ ۱۷۲صبر دل آورد روی از عشق جانان در گریز
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.