پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

باد بهاری وزید از طرف جویبار

بر سر میخوارگان کرد بدامن نثار

از بن شاخ سمن بیضه کافور ناب

وز سر سرو سهی نافه مشک تتار

بهر صبوحی زنان قمری مقری صفت

کرد ندا صبحدم بر سر بید و چنار

کایدل اگر آگهی چون گل خیری شکفت

پای ز گلشن مکش دست ز ساغر مدار

باد در آمد بدشت لاله بر آمد بکوه

هر که شد آگه ازین هر دو بفصل بهار

گفت که عیسی بلطف دم بجهان در دمید

و آتش موسی بتافت از طرف کوهسار

فصل بهار ار بود طبع هوا معتدل

پس بچمن از چه روی نوع دگر گشت کار

غمزه نرگس چرا یافت ز صفرا اثر

طره سنبل چرا ساخت ز سودا شعار

ابن یمین صبحدم باده گلگون بکف

شد بتماشای گل با صنم گلعذار

از سر گلبن شنید غلغل بلبل که گفت

عیش و طرب کن که نیست خوشتر از این روزگار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹حبذا نزهت ایام بهار
  2. شمارهٔ ۱۶۰دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر
  3. شمارهٔ ۱۶۱دلبرا سلسله غالیه گونست مگر
  4. شمارهٔ ۱۶۲روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر
  5. شمارهٔ ۱۶۳کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار
  6. شمارهٔ ۱۶۴گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر
  7. شمارهٔ ۱۶۵گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر
  8. شمارهٔ ۱۶۶صنما حال زار من بنگر
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.