پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر

گر چه زین کار فتد رنج فراوان بر سر

روی او شاهد حالست که در بردن دل

آمد آن طره طرار پریشان بر سر

دستگیر ار نشود زلف چو مشکین رسنش

کی دلم آید از آنچاه زنخدان بر سر

گفتم ای دل مرو اندر پی او نشنیدی

تا قضا چیستت از گنبد گردان بر سر

گر بکفر شکن زلف ویم دست رسد

جان بشکرانه بر افشانم و ایمان بر سر

در جهان جز قد و بالای خوشش دید کسی

هیچ سروی که شکفتش گل و ریحان بر سر

گر بریزد بهوس خون دل ابن یمین

حکم او هست روان بر سرو فرمان بر سر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر
  2. شمارهٔ ۱۶۳کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار
  3. شمارهٔ ۱۶۴گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر
  4. شمارهٔ ۱۶۵گر کسی چشم و لبی خواست چو بادام و شکر
  5. شمارهٔ ۱۶۶صنما حال زار من بنگر
  6. شمارهٔ ۱۶۷صبحدم باد صبا آمد و آورد خبر
  7. شمارهٔ ۱۶۸از توأم آرزوی بوس و کنارست هنوز
  8. شمارهٔ ۱۶۹ای خم ابروی تو قبله اصحاب نیاز
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.