پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۵

ای برده نرد حسن ز خوبان روزگار

قدت براستی چو سهی سرو جویبار

الحق بسان نقش زیاد آن دهان تو

موهوم نقطه ایست به پنهان نه آشکار

داریم دل بدست خط و زلف و خال تو

از دست هر سه تا چه کشد این دل فکار

باده هزار دشمن اگر دوست با منست

دارم مصاف و روی نپیچم ز کار زار

عشقت چو در سراچه دل خانه گیر شد

زین پس برون شود خرد از وی باضطرار

گر سرو بیش قد تو سر میکشد مرنج

عقل طویل را نبود هیچ اعتبار

منصوبه هوای تو ابن یمین چو باخت

در ششدر غمت دلش افتاد مهره وار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۷باد بهاری وزید از طرف جویبار
  2. شمارهٔ ۱۵۸تعالی الله چه رویست آن که دارد ترک سیمین بر
  3. شمارهٔ ۱۵۹حبذا نزهت ایام بهار
  4. شمارهٔ ۱۶۰دل بدست غم جانان دهم و جان بر سر
  5. شمارهٔ ۱۶۱دلبرا سلسله غالیه گونست مگر
  6. شمارهٔ ۱۶۲روی زیبای ترا نیست در آفاق نظیر
  7. شمارهٔ ۱۶۳کوکبه گل رسید ای صنم گلعذار
  8. شمارهٔ ۱۶۴گل بصد ناز در آمد بچمن بار دگر
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.