پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۳

نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد

دل و دین را همه بر آتش و بر باد نهاد

حبذا باد بهاری که ز روی و مویت

بر گل تازه و تر طره شمشاد نهاد

بنده قد تو شد سرو سهی از دل پاک

گر چه ز آغاز جهان نام خود آزاد نهاد

عاشقم کردی و گفتی که نکردم هیهات

شور شیرین که چنین در دل فرهاد نهاد

من بخود سوخته او نشدم سوخت مرا

آنکه در سینه سیمین دل فولاد نهاد

خوردن خون جگر سوختگان فرض شناخت

آنکه چشم سیهش سنت بیداد نهاد

گفت هست ابن یمین در طلبم بی غم عشق

تهمتی بر من ازینسان ز دل شاد نهاد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۵هست وقت عیش ساغر در دهید
  2. شمارهٔ ۱۴۶هر که ما را در هوای او ملامت میکند
  3. شمارهٔ ۱۴۷هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد
  4. شمارهٔ ۱۴۸هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرد
  5. شمارهٔ ۱۴۹هر که را در سر هوای چون تو دلداری بود
  6. شمارهٔ ۱۵۰یک قدح می دوبدره زر ارزد
  7. شمارهٔ ۱۵۱آمد بهار و وقت نشاطست می بیار
  8. شمارهٔ ۱۵۲ای رخ خوب تو چون گل چمن آرای دگر
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.