پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۹

مرا بمجلس انس تو بار چون نبود

دل شکسته من زیر بار چون نبود

چنین کز آتش دل شعله میرود بسرم

چو شمع دیده من اشکبار چون نبود

مرا که رفته بود آنچنان نگار از دست

رخم بخون دل آخر نگار چون نبود

وصال سیمبران چون بزر میسر نیست

چه سازد ابن یمین با یسار چون نبود

بدینصفت که منم چون رباب کیسه تهی

بسان نای مرا ناله زار چون نبود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۱مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
  2. شمارهٔ ۱۴۲نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد
  3. شمارهٔ ۱۴۳نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد
  4. شمارهٔ ۱۴۴نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید
  5. شمارهٔ ۱۴۵هست وقت عیش ساغر در دهید
  6. شمارهٔ ۱۴۶هر که ما را در هوای او ملامت میکند
  7. شمارهٔ ۱۴۷هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد
  8. شمارهٔ ۱۴۸هر کس که بکام از سر کوی تو گذر کرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.