پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۸

ماهروی من اگر پرده ز رخ بگشاید

فلک از عکس ویم ماه دگر بنماید

گر ببیند رخ چون آتش رخشنده در آب

دل خود را چو دل خلق جهان برباید

چون رقم بر بقم از نیل صبوحیش زنند

دیده بر نیل رخم آب بقم بگشاید

عشق را طعنه دشمن نکند دور ز دل

هیچکس پیکر خورشید بگل ننداید

از غم رسته دندانش چو لولو است مرا

جزع مانند صدف گوهر تر میزاید

میکند میل رسن بازی زلفش دل من

این چه سودای محالست که می پیماید

چون بر آرد بزبان ابن یمین وصف لبش

هست ماننده طوطی که شکر میخاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۰مرا ز عشق تو گر شادیی به جان نرسد
  2. شمارهٔ ۱۴۱مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
  3. شمارهٔ ۱۴۲نرگس مست تو گر دست بدستان نبرد
  4. شمارهٔ ۱۴۳نرگس مست تو این فتنه که بنیاد نهاد
  5. شمارهٔ ۱۴۴نگار ماه رخم چون نقاب بگشاید
  6. شمارهٔ ۱۴۵هست وقت عیش ساغر در دهید
  7. شمارهٔ ۱۴۶هر که ما را در هوای او ملامت میکند
  8. شمارهٔ ۱۴۷هر نسیمی که ز خاک در جانان باشد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.