پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

عشق تو گر ضلال دل ماست گر رشاد

ما را توئی ز هر دو جهان غایت مراد

ما عشق تو بمبدء فطرت گزیده ایم

و ز بهر روح ساخته زو توشه معاد

گر مکر دشمن از تو جدا میکند مرا

لاتنقص المحبه بالهجر و البعاد

دور از جمالت آتش هجر ار بسوزدم

گیرد هوای کوی تو هر ذره از رماد

محسوب در شمار ولیکن نه آشکار

نقش دهان تنگ تو چون فارد و ز باد

چون نو عروس فکر تو آید بجلوه گاه

آنلحظه یا ز غایت اخلاص یا ز داد

رحمی کن ای نگار که در کشتزار عمر

جز کشت خویش ندروی اندر گه حصاد

ای دل رضای دوست گرت دست میدهد

از دشمنان چه باک که باشند با عناد

ابن یمین بپای تو خواهد فکند سر

کر ذال کرد قافیه و هر چه باد باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴گرد گلت سبزه تر میدمد
  2. شمارهٔ ۱۳۵گر بوصل خودم آنماه زمانی بدهد
  3. شمارهٔ ۱۳۶گر چشم من ایجان جهان روی تو بیند
  4. شمارهٔ ۱۳۷لب و دندان تو با لعل و گهر می‌ماند
  5. شمارهٔ ۱۳۸ماهروی من اگر پرده ز رخ بگشاید
  6. شمارهٔ ۱۳۹مرا بمجلس انس تو بار چون نبود
  7. شمارهٔ ۱۴۰مرا ز عشق تو گر شادیی به جان نرسد
  8. شمارهٔ ۱۴۱مردم چشمم که در غرقاب بازی میکند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.