پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد

گل رخ از پرتو خورشید رخت پرچین کرد

آمد از کوی تو باد سحری مشک افشان

مگر از شام دو زلفت گذری بر چین کرد

با سر کوی تو صاحبنظرش نتوان گفت

هر که رغبت بتماشا گه حور عین کرد

شمه ئی از صفت حسن تو میگفت صبا

گل چو بشنید رخ از شرم رخت رنگین کرد

در هوای لب تو جان بدهم تا گویند

بود فرهاد که جان پیشکش شیرین کرد

بشکر خنده چو بنمود گهر لعل لبت

روی خورشید پر از کوکبه پروین کرد

چون سخن از قد چون سرو تو گفت ابن یمین

راستی را همه کس از دل و جان تحسین کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
  2. شمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکند
  3. شمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
  4. شمارهٔ ۱۲۴سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
  5. شمارهٔ ۱۲۵شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اند
  6. شمارهٔ ۱۲۶شراب عشق چون در جام کردند
  7. شمارهٔ ۱۲۷صبحدم بادی که از سوی خراسان می‌دمد
  8. شمارهٔ ۱۲۸صبا ز برگ گلش چون کلاله بر گیرد
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.