پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد

ز طاق ابرویش خود را بزنجیر اندر آویزد

کسی در کوی عشق او بپایان میبرد پیمان

که چون پا در نهد اول بدست خود سر آویزد

بیاد رسته دندان همچون در شهوارش

ز تار هر مژه چشمم هزاران گوهر آویزد

بناگوش چو سیم او و بروی دانه های در

مه است ار نه بگرد رخ نگر این زیور آویزد

دلم در بر کبوتر وش نباشد بی تپش یکدم

ز بیم آنکه طوطی خطش در شکر آویزد

بنفشه بر گل سوری بگرد چشمه نوشش

چو دود عنبر افشانست کاندر اخگر آویزد

نیاید در تن عاشق بزنجیر آندل شیدا

که یکره دست در زلف بت سیمین بر آویزد

دل ابن یمین گر شد اسیر عشق او شاید

بلی بلبل بدام گل عجب نبود در آویزد

کجا بازوی تقوی را بود آن دسترس هیهات

که با سر پنجه عشق پریرویان در آویزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
  2. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
  3. شمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
  4. شمارهٔ ۱۲۰ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهند
  5. شمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
  6. شمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکند
  7. شمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
  8. شمارهٔ ۱۲۴سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.