پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند

دلرا ز ذوق مملکت جان خبر کند

باد سحر گهی ز توأم میدهد خبر

یا رب چه لطفهاست که باد سحر کند

بر طرف غنچه سبزه سیراب خط تو

مانند طوطی ایست که قصد شکر کند

اکسیر عشق تست که در بوته فراق

سیم روان ز اشکم و وز چهره زر کند

تا کی طبیب هجر تو بیمار عشق را

شربت ز خون چشم و غذا از جگر کند

کو آنکه بوی وصل تو بر خستگان هجر

همچون دم مسیح برحمت گذر کند

ز ابن یمین سزد که دم عاشقی زند

گر باشد آنکه در قدمت ترک سر کند

باشد کمان ابروی خوبان ببازوئی

کز سینه تیر حادثه ها را سپر کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
  2. شمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
  3. شمارهٔ ۱۲۰ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهند
  4. شمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
  5. شمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکند
  6. شمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
  7. شمارهٔ ۱۲۴سنبل غالیه گون بر گل تر میشکند
  8. شمارهٔ ۱۲۵شادباش ای دل که حالت پیش جانان گفته اند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.