پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۴

خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید

نرگس از مستی چشمش رنج مخموری کشید

از می عشقش برندی و بقلاشی فتاد

هر که روزی در جهان نامی بمستوری کشید

بر سر سرو سهی تا گل ببار آمد ترا

غنچه دلها چو نرگس از تو رنجوری کشید

پسته شکر فشانت بسکه شیرینکار شد

رخ ز شرمش انگبین در ستر مسروری کشید

تا خراب آباد دل را عشق تو معمار شد

عقل کاستادی نمودی بار مزدوری کشید

از دلم شاکر نگشتی تا نشد خون در غمت

شکر ایزد را که سعی دل بمشکوری کشید

کو شب وصلی که تا ابن یمین در بندگیت

عرضه دارد آنچه دل از درد مهجوری کشید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند
  2. شمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
  3. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
  4. شمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
  5. شمارهٔ ۱۲۰ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهند
  6. شمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
  7. شمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکند
  8. شمارهٔ ۱۲۳سنبل زلف تو چون از گل تر بردارند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.