پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

چون پسته خندان توأم در نظر آید

در دیده غمدیده عقیق و گهر آید

چون بر گذری بهر تماشای جمالت

از حجره دلگیر تنم روح بر آید

گر قصه پر غصه خود باز نمایم

هر گوش که باشد بوی این دردسر آید

گر جان طلبی بر سر دل پیش تو آرم

دانی که مرا قلب و روان مختصر آید

از سیم روان صورت حال دل زارم

هر لحظه کماهی همه بر لوح زر آید

در پای میفکن دل ما را چو سر زلف

به ز اینت همانا که بکار دگر آید

در زیر قبا چون که سیمینت به ببینم

خونابم از آن بار گران تا کمر آید

از عارض گلگون وی اینخسته دلانرا

شایسته و بایسته بسی گلشکر آید

بالای تو سرویست ولی ابن یمین را

امید چنانست که روزی ببر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
  2. شمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند
  3. شمارهٔ ۱۱۷روز و شب از دو چشم من گر همه سیل خون شود
  4. شمارهٔ ۱۱۸روزگاریکه بهجران توأم میگذرد
  5. شمارهٔ ۱۱۹زلفت از سنبل تر گرد سمن پرچین کرد
  6. شمارهٔ ۱۲۰ز آنروی طره بر رخ دلدار کج نهند
  7. شمارهٔ ۱۲۱ز تاب می چو خوی از روی دلستان بچکد
  8. شمارهٔ ۱۲۲زمانه رونق کارم بکام می نکند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.