پرش به محتوای اصلی
ابن یمین ابن یمین

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

تا ز پیشم نازنین دلدار شد

بی رخش نور و نوام از کار شد

پوستم بر استخوان مانند چنگ

چنگ گشتم ناله زیر و زار شد

تا هوای چشم و زلف پر خمش

در دماغ این دل افکار شد

خسته آنغمزه غماز گشت

بسته آن طره طرار شد

عکس دندانش چو بر چشمم فتاد

چشم من چون ابر گوهر بار شد

بسکه چشمش خلق را بیمار کرد

عاقبت او نیز هم بیمار شد

کی بود یارب که گویند آن صنم

همچو روی خود نکو کردار شد

از لبش ابن یمین گوید سخن

همچو طوطی زان شکر گفتار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹جز رخ یار من بهار که دید
  2. شمارهٔ ۱۱۰جانا ز لبت ما را گر کام نخواهد بود
  3. شمارهٔ ۱۱۱چون نبات از شکر میگونش سر بر میزند
  4. شمارهٔ ۱۱۲چو روی آن پری پیکر گلی بیخارکی باشد
  5. شمارهٔ ۱۱۳چون پسته خندان توأم در نظر آید
  6. شمارهٔ ۱۱۴خطش از ریحان طرازی بر گل سوری کشید
  7. شمارهٔ ۱۱۵دل دیوانه سار من چو از زلفش در آویزد
  8. شمارهٔ ۱۱۶در خواب اگر خیال تو بر من گذر کند
همه‌ی غزلیات ←

ابن یمین درباره‌ی ابن یمین

امیر فخرالدین محمود بن امیر یمین‌الدین طُغْرایی فَریومَدی (زادۀ ۶۸۵ هجری قمری در فریومد از توابع سبزوار، درگذشتۀ ۷۶۹ هجری قمری) فیلسوف و شاعر قطعه‌سرای ایرانی است. پدرش امیر یمین‌الدین، مردی ادیب و شاعر بود که در زمان سلطان محمد خدابنده می‌زیست و در دستگاه امیران خراسان، به شغل دفتری و طُغْرانویسی اشتغال داشت و ظاهراً...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.